ازياد نمی برم تو را
و
عشق زيباي تو را
لحظه قشنگ دوست داشتن
و
به اوج رسيدن
خواستني و تمام نشدني
حالا اينجا کنار اين همه خاطرات باراني
تنها به تو مي گويم دوستت دارم
که مي خواهم بماني ؛بمانم
نه در لحظه ها و ثانيه ها
نه!
که در تمام نفسها
بي دريغ تر از هميشه
حضور معطر تو بودن درست ان زمان که نيستي
و
لحظه ها با بوي خاطراتمان جان مي گيرد
مي مانند
براي من يک نگاه تو همين قدر که بدانم هستي کافيست
حالا همين جا وهر جا که نباشم وباشي
يک حس اشنا
مرا با خود مي برد فرياد مي زند
که هستم با تو
کنار
تو
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط
|